بلاگ

اهمیت چرخش کردن

                   از کجا بفهمم که زمان چرخش یا همان pivot  کردن برای استارتاپ ما فرا رسیده است ؟

 

 به جرات می توان گفت که جواب این پرسش ، مسیر استارتاپ را می تواند تا حد بسیار زیادی متحول سازد اما متاسفانه پاسخ به این راحتی ها هم که فکر میکنیم نیست. در این مقاله قصد داریم نکاتی ناگفته درباره ی چرخش را با شما در میان بگذاریم ...

 

 

 

 

 

 

همه چرخش ( Pivot ) می کنند :

 

 

        حقایقی در باره ی چرخش یک استارتاپ

 

 چرخش چنان بخش اجتناب ناپذیری از تجربه ی استارتاپی بوده که عملا یک "  مجوز عبور " (!) محسوب می شود. اما چگونه می توان فهمید که دقیقا در چه زمانی باید مسیری متفاوت را در پیش گرفت ؟

 بسیاری از استارتاپ های موفق با یک مدل کسب و کار آغاز کرده اما زمانی که به مشکل برمی خورند ، به سمت مسیری جدید چرخش می کنند . مثل اینستاگرام که ابتدای کار، یک سرویس چکینگ ورود و خروج هتل بود که سپس چرخش کرد .

 

 

   چرخش استارتاپی چیست ؟

 

 چرخش، که یکی از مفاهیم اساسی روش نوپای ناب است، اساسا تغییری در استراتژی کسب و کار بوده که یک رویکرد جدید در رابطه با مدل کسب و کار یا محصولی که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در اختیار مشتریان قرار گرفته و نسبت به آن بازخورد دریافت شده، را می آزماید.

 کارآفرینانی که روش نوپای ناب را اجرا می کنند، مشتاقند که همه چیز را از ایده اولیه، تا انتخاب های طراحی ، وخلاصه هر ویژگی ای که تمایل به افزودن آن دارند را زیر سوال برده و به چالش بکشند. در فرایند ناب، کارآفرینان کمینه محصول پذیرفتنی یا همان MVP  خود را که به طور معمول به یک گروه انتخابی از مشتریان هدف داده شده تا نقاط قابل بهبود محصول را مشخص کنند، ارائه می کنند.

 در حالی که MVP اغلب بسیار کمینه گرایانه است، اما بازخورد دریافت شده از گروه اولیه مشتریان به کارآفرینان کمک می کند تا بفهمند چه چیزی کارآمد بوده، و چه چیزی کارآمد نیست، و درمی یابند که باید چه مسیری را در پیش بگیرند.

 ایده کلی این است که بنیانگذاران استارتاپ باید مدل " ساخت – اندازه گیری – یادگیری " را به طور مکرر با هدف تبدیل آن MVP به یک کسب و کار پایدار دنبال کنند ( یکی دیگر از روش های توضیح داده شده در کتاب نوپای ناب ). این مدل چنان تاثیرگذار بوده که کارآفرینان پس از آموختن این روش گاها حتی ایده، بازار یا دسته مخاطبان هدف خود را تغییر می دهند.

 

 

   "یک لحظه ی بزرگ ! "

 

 و اما سوال بزرگی که همیشه پیرامون موضوع چرخش مطرح بوده :

" چگونه می توان فهمید زمان چرخش استارتاپ فرا رسیده است ؟ "

 متاسفم که باید بگویم " فقط یک نفر می تواند پاسخ این سوال را بدهد و آن شخص خودتان هستید! "

 بله، درست است.استارتاپ ها به صورتی کاملا اتفاقی چرخش نمی کنند. شما باید به دنبال نشانه های تغییر در کسب و کارتان باشید. ممکن است هدف افراد تیم در ابتدا صرفا کسب درآمد بوده باشد اما پس از گذشت مدتی افراد تمام تلاش خود را برای ذوق زده کردن مشتریان خود می کنند صرف نظر از اینکه چقدر ممکن است بیشتر یا کمتر از این راه درآمد حاصل شود .این درحالی است که درمی یابند که با کالا یا خدمات موجود نمی توانند این کار را برای مشتریان خود انجام دهند. پس.....بدیهی است که باید چرخش صورت گیرد ! نکته اینجاست که باید به محض دیدن این تغییرات ، آنها را شناسایی و دست به کار شوید.

 

 

   " مسئله فقط پول نیست "

 

 یکی از بزرگترین تصورات غلط در مورد چرخش این است که شرکت شما حتما باید قبل از اینکه بتواند تصمیم بگیرد که در جهتی متفاوت حرکت کند، شکست بخورد. ممکن است شرکت شما در حال حاضر در حال درآمدزایی باشد اما همزمان به چرخش هم نیاز داشته باشد.اما اگر در دنیای استارتاپ یک افسانه وجود داشته باشد که بیشتر از هر چیز دیگری ویرانگر باشد ، این است که پول به تنهایی دلیلی کافی برای ادامه دادن به ساخت یک محصول یا ارائه ی یک خدمت باشد.

 

 برای ایجاد چیزی شگفت انگیز، به کارآفرین، خانواده، و هر کسی در اطراف شما استرس وارد خواهد شد. بنابراین بهتر است که در مورد آنچه که انجام می دهید فوق العاده باشید. در این زمینه باید شخصیتی 0 یا 100 ی داشت؛ به این معنا که اگر نمیخواهید سالهای متمادی عمرتان را صرف انجام کاری که اشتیاقی برای انجام دادن آن ندارید، بکنید پس خیلی سریع باید مسیر رویاهایتان را پیدا کرده و به سمت آن چرخش کنید !

 

 

   " فقط "خوب" برای تو کافی نیست، عالی باش "

 

 اگر استارتاپ شما " کپی " است، بهتر است که به سمتی چرخش کرده تا بتوانید کسب و کار منحصر بفرد و مشتریان خاص خود را داشته باشید. به جای تقلید کردن از یک استارتاپ موفق و شروع به کپی برداری از آن، شروع به تولید ایده های جدید و هیجان انگیز کنید . آزمایش کردن ایده ها را فراموش نکنید چراکه ممکن است دیوانه وار شروع به ساخت محصول یا ارائه ی خدماتی کرده که مشتریان علاقه ای به استفاده از آن نداشته یا اصلا مشتری ای برای استفاده از آن وجود نداشته باشد !

در یک جمله " به جای شنا در اقیانوس قرمز ، درجستجوی شنا کردن در اقیانوس آبی باشید !"

 

 

    " اهمیت افراد خوب "

 

 شما به عنوان بخشی از تیم استارتاپی تان، در بخش اعظمی از امور دخالت داشته و به عبارتی در بطن کار هستید؛ از این رو نمی توانید نقاط ضعف کار را واقع بینانه و همانطور که هستند، ببینید؛ با این تعریف خیلی هم بی راه نیست که نام آنها را نقاط کور نامیده اند.

 بهترین راه برای خنثی کردن تاثیر این نقاط کور، پیدا کردن افراد خوبی است که می توانند آنچا را که شما نمی توانید ببینید، ببینند.

 از مهمترین دارایی های هر فرد می توان به افراد یاری رسان اطرافش اشاره کرد که در تصمیمات سخت زندگی آنها را راهنمایی و کمک می کنند. به طور خاص، می توان نام این دسته از افراد را " رفیق گفتگو " نامید؛ همان دسته از افرادی که حامی شما بوده اما به لحاظ مالی به پروژه ی شما وابسته نیستند. آنها از شما سوالات سختی در مورد آنچه که انجام می دهید، زمان بندی و کارآمدی کار و نتایج کارتان می پرسند و شما را به چالش دعوت می کنند.

 یکی دیگر از توصیه هایی که در این زمینه شده ، یافتن یک شریک کسب و کار مورد اعتماد ، شخصی با دیدگاه کاملا متفاوت از شما و جمع تیمتان که مهارت های کاملا جدیدی را برای میز تصمیم گیری به ارمغان می آورد، است. به این ترتیب، هنگامی که شما در گفتگو شرکت می کنید، به مشکلات از دید کاملا متفاوتی نگاه خواهید کرد. این واقعا به پاسخگویی به سوالات سخت و پیچیده کمک کرده و باعث می شود تصمیمات بهتری اتخاذ کنید.

 

 وقتی که شما بنیانگذار هستید، شرکت شما مانند کودک شماست. مانند هر پدر و مادری، طبیعی است که شما در مورد آینده بچه ی خود نگران بوده و می خواهید هدفی برای آن در نظر بگیرید. داشتن دوستانی که بهترین ها را برای شما و شرکتتان می خواهند، و یا آنقدر هدف گرا هستند که می توانند به راحتی شما را در مسیر هدایت کرده و به شما مسیرهای انحرافی یا چرخش ها را گوشزد کنند، می توناد بهترین کمک به شما در این مسیر پر فراز و نشیب باشد. مراقب باشید که بیش از حد احساسات و تعصبات خود را در تصمیم گیری هایتان دخالت ندهید !

 

 

 

    " نتیجه گیری "

 

 در پایان، نکته ی مهمی که شما باید به خاطر بسپارید این است که " چرخش " بخشی از روند استارتاپ است. بسیاری از اتفاقات و رخدادها در زندگی یک مسیر هستند نه یک نقطه ! کارآفرینی یک رخداد اتفاقی برای ایجاد یک دیدگاه ایستا به زندگی ما وارد نشده است. کارآفرینی یک مسیر زندگی کردن است، مسری پر پیچ و خم که دائما در حال تغییر است. مهم این است که :

 با حس درونی خود صادق باشیم

دائما به دنبال گرفتن بازخورد از کار انجام شده باشیم

و به دنبال کاری برویم که از هر روز انجام دادنش هر لحظه به وجد بیاییم

هر چیزی غیر از این صرفا یک سراب است !

 

/html>