بلاگ

انواع نوآوری - نوآوری مخرب

 

 

 

 

 

نوآوری مخرب

 

 

نوآوری مخرب مفهومی است که توسط استاد ، مشاور تحصیلی و تجاری - کلیتون کریستنسن - ابتدا در مقاله HBR و بعدتر در کتاب خود با عنوان "دوراهی مبتکر" معرفی شده است.

 

نظریه ی نوآوری مخرب از نظر مفهومی به محصول یا خدمتی اطلاق گردیده که با ورود به یک بازار موجود یا ایجاد یک بازار کاملاً جدید ، یک شبکه ارزشی جدید خلق می کند.

 

در ابتدا هنگامی که نوآوری های مخرب با معیارهای ارزشی سنتی سنجیده می شوند ، علی رغم اینکه عملکرد پایین تری داشته اما از جنبه های مختلف دیگری توسط بخش کوچکی از بازار ارزش گذاری می‌شوند. این نوع از نوآوری اغلب قادر به تبدیل غیر مشتری به مشتری بوده اما لزوماً – دست کم تاکنون بدین شکل بوده (که)–  بر روی نیازها و ترجیحات مشتریان هدف متمرکز نمی شود.

 

 

 

 

آنچه نوآوری مخرب را دشوار می کند این است که سازمان های مستقر به هنگام تصمیم گیری در رابطه با کسب و کار خود، کاملاً منطقی عمل می‌کنند. آنها نمی توانند با بازار رقابتی جدید خود را سازگار کنند زیرا بیش از حد بر روی بهینه سازی پیشنهادات یا مدل های تجاری موجود که تاکنون در بازار موفقیت آمیز بوده اند متمرکز شده اند. از این رو ، بازار به طور کلی در تسخیر یک شرکت کننده جدید و نه یک شخص وفادار به مدل های کارآمد سابق قرار می‌گیرد!

 

 

نوآوری مخرب نقطه ای است که در آن روش های سنتی کسب و کار شكست خورده و به قابلیت های جدیدی نیاز دارند. اگرچه خطرات بزرگی بر سر راه هستند اما اگر همه چیز به درستی پیش برود، یک پتانسیل رشد بزرگ بوجود خواهد آمد.

 

 

هنگامی که اشخاص وفادار به مدل های کارآمد سابق متوجه می شوند که دیگر شرکت های نوپا در بدنه اصلی خود در حال استفاده از نوآوری های مخرب هستند، علیرغم میزان منابعی که در اختیارشان دارند غالباً برای باز پس گرفتن سهم خود از بازار دیگر خیلی دیر است. در این مرحله ، ورودی های جدید راه حل دیگری را ارائه داده که نیاز به قابلیت های جدیدی - که شرکت های سنتی لزوماً ندارند – داشته، ارائه می دهند و در نهایت آیتم هایی را اضافه می کنند که مشتریان هدف می خواهند.

 

به عنوان مثال ، تسلا در مقایسه با تولید کنندگان سنتی تر اتومبیل، از ویژگی های متفاوتی برخوردار است. نرم افزار آن ، فن آوری باتری و قابلیت تکرار سریع آن از امکاناتی است که سازندگان سنتی اتومبیل عملکرد چندان خوبی در آن نداشته و کسب آن ها برای شان زمان و منابع بیشتری را می‌طلبیده است.

 

نمونه دیگری از نوآوری مخرب، نت فلیکس بوده که خدمات اشتراک فیلم اولیه آن از طریق پست الکترونیکی برای مشتریان هدف بلاک باستر جذاب نبود اما برای آن دسته از پذیرندگان اولیه ای که قبلاً عادت به خرید آنلاین داشتند، بسیار جذاب بود. با این حال ، نت فلیکس تا زمانی که از سرویس نامه ایمیل DVD به جریان وب تغییر نکرد، در جریان اصلی درآمدی خود قرار نگرفت. اکنون هزاران سرویس اشتراک فیلم آنلاین وجود داشته که مشتریان می توانند از آن استفاده کرده و این مدل به تدریج تبدیل به یک هنجار شده و صنعت را متحول کرده است.

 

با این وجود، نوآوری مخرب معمولاً به طور ناگهانی اتفاق نمی افتد. به عنوان مثال ، مدل تجاری SaaS وقتی برای اولین بار در آغاز سال 2000 معرفی شد موفقیت آمیز نبود اما طی 20 سال گذشته به تدریج تبدیل به یک استاندارد شده است.

 

 

 

 

اگر می خواهید به عنوان یک کسب و کار سنتی از رده خارج نشوید، باید ورودی های جدید بازار خود و نحوه انجام کارها را به دقت زیر نظر بگیرید.

 

 

 

 

بنابراین ، به جای اینکه فقط به موفقیت های گذشته خود در ارائه ی خدمات به سودآورترین بخش مشتریان خود متکی باشید، باید روی نوآوری مدل کسب و کار نیز کار کرده تا نقاط سودآور جدیدی را که به ظاهر جذاب به نظر نرسیده اما ممکن است در آینده ای نزدیک پتانسیل رشد چشمگیری داشته باشند،کشف کنید.

/html>